گنجی و عاقبت اصلاح طلبی غیر دینی

محمدحسن قدیری ابیانه

26 ابان 1387

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران نوشت : گنجي در مقاله اي که در اينترنت منتشر کرده است همجنس بازي را سبکي از زندگي خواند که در اسلام و ايران مورد اجحاف قرار گرفته شده است.

او درمقاله اي با عنوان"همجنس گرايان ؛ اقليتي ناحق! و فاقد حقوق! " مي نويسد: "آدمي از ميان سبک هاي متفاوت زندگي، سبکي يا سبکهايي را بر مي گزيند. همجنس گرايي، همچون يهوديت و بهائيت و تسنن و تشيع، يک سبک متفاوت زندگي محسوب مي شود."

گنجي در اين مقاله در پاسخ به کساني که همجنس بازي را مخالف اسلام مي دانند، مي گويد: ملاک اسلام چيست تا بدانيم همجنس بازي با اسلام سازگار هست يا نه؟!"

گنجي از بين روشنفکران ديني آرش نراقي را روشنفکري مي داند که همجنس گرايي را امري عقلاني، طبيعي و اخلاقا قابل دفاع مي داند! و سپس از روشنفکراني که مخالف همجنس گرايي هستند مي پرسد: آيا آرش نراقي روشنفکر ديني و مسلمان نيست؟ 
ملاحظاتی پیرامون اظهارت گنجی: وقتی فرد یا جامعه ای ارزش های دینی را نادیده گرفت یا از آن دور و به آن بی اعتقاد شد در مسیری قرار می گیرد که گنجی قرار گرفته است.

این اتفاقی است که در جوامع غربی رخ داده است. آنها نیز با دور شدن از ارزش های دینی به این درد گرفتار شده اند.

ستدلال افرادی چون گنجی این است که اگر دو مرد به هم تمایل دارند و افراد بالغی هستند و با اختیار خویش مایلند با هم ارتاط جنسی برقرار کنند و این ارتباط آنها مزاحم ارتباط از انواع دیگر برای دیگران نیست چرا باید مزاحم آنها شد و آنها را از این ارتباط محروم ساخت. افرادی مثل وی اگر در زمان حضرت لوط بودند به طرفداری از حقوق قوم لوط پرداخته و با مجازات الهی آنها مخالفت می کردند. از این دیدگاه نه تنها آنها نباید از "حقوقشان" محروم گردند بلکه باید مطابق با اظهارات هم مسلکی گنجی یعنی آقای عیسی سحرخیز که رئیس کمیته تبلیغات آقای دکتر معین کاندیدای اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری ایران بود آنها باید بتوانند حتی خود را نامزد ریاست جمهوری بکنند وگرنه بنا به گفته آقای تاج زاده (در همان زمان) اگر هر ایرانی نتواند نامزد ریاست جمهوری شود از نگاه آنها آزادی وجود ندارد.

نه تنها باید همجنسگراها آزاد باشند و بتوانند حتی با هم ازدواج کرده و کودکان یتیم را سرپرستی کنند، بلکه مخالفت با همجنس گرایی نیز جرم خواهد بود.

 وقتی از سخنگوی سوئدی انتخاب کننده برنده جایزه صلح نوبل پرسیدند که خانم شیرین عبادی چه مزیتی بر پاپ رهبر کاتولیکهای جهان (که او هم نامزد دریافت چایزه صلح نوبل بود) داشت که پاپ را انتخاب نکردند وی پاسخ داد که جناب پاپ با همجنس بازی مخالفند لذا جایزه به خانم شیرین عبادی رسید. وی نیز بعدها صرحتا و علنا از همجنس گرایی حمایت کرد. اما ماجرای این دوری از دین به اینجا ختم نخواهد شد.

با این استدلالی که آنها برای قانونی شدن همجنس گرایی دارند، در آینده از ازدواج محارم نیز حمایت خواهند کرد و آن را بخشی از حقوق بشر خواهند دانست و قطعنامه هایی برای محکومیت جمهوری اسلامی به خاطر نقض حقوق بشر در مخالفت با ازدواج محارم صادر خواهند کرد.

از نگاه آنها اگروالدین بخواهند با فرزندان بالغشان ازدواج کنند و خواهر و برادر بخواهند با هم ازدواج نمایند و حتی پدر و پسر و یا دو برادر بخواهند به عقد هم در آِیند به شرطی که با اختیار کامل طرفین باشد مانعی نخواهد داشت و بخشی از حقوق بشر محسوب خواهد گردید.

آنگاه اکبر گنجی و رفقایش ازدواج بین محارم از هر جنس را امري عقلاني، طبيعي و اخلاقا قابل دفاع خواهند دانست و تاکید خواهند کرد که: "آدمي از ميان سبک هاي متفاوت زندگي، سبکي يا سبکهايي را بر مي گزيند. ازدواج با محارم، همچون يهوديت و بهائيت و تسنن و تشيع، يک سبک متفاوت زندگي محسوب خواهد شد."

دوست داران گنجی اگر روزی چنین پیشنهادی را از وی دریافت کردند متعجب نشوند. او اینک در غرب زندگی می کند و دارد با سبک های زندگی غربی آشنا شده و به آن عادت می کند. واقعیت این است که عاقبت اصلاح طلبی غیر دینی به اینجا می انجامد.

 دکترمحمدحسن قدیری ابیانه